مؤلف مجهول
19
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
رحمت تو از براى همچنين من عاصيانست . درين حين نداى به گوش « 1 » آن بزرگوار آمد كه : اى عبد الله ! هيچكس عزيزكردهء خود را ذليل نسازد « 2 » تو غم مخور كه آبروى دنيا « 3 » و سعادت آخرت نيز از تست . شيخ چون اين ندا بشنيد خوشحال شد و سر از سجده برداشت . بهفور « 4 » بيرون آمد و گفت : اى ياران جانى و دوستان دوجهانى ! از من درويش بحل كنيد و خشنود باشيد ، كه من از شمايان بحل كردم « 5 » و خشنود گشتم و بودم ، و هوش داريد كه قابض امانت روح به امر رب الارواح تشريف آورده است ، و در خلوت سراى جان منزل مىخواهد تا زمانى آنجا ساكن باشد و جانبازى « 6 » كند . ما رخصت داديم ، زيراكه امانتدارى بيش نبوديم . اگرچه احتياج به رخصت ما نبود . ما اينكه گفتيم اين چه محل رخصت خواستن و اجازه طلبيدن است ، اما مأمور به اين امر آن كرد ، ما اين كرديم . اين بگفت به سماع درآمد « 7 » و در زمان سماع به زبان مبارك آن بزرگوار جارى مىگشت : روحى ! روحى ! امانت سبوحى « 8 » . هشتاد بار اين بگفت ، آنگاه قاعد گشت و سر به جيب كشيد و گفت : الله ربى و محمد نبيى و الاسلام دينى ، و ساكت شد . مدتى برين گذشت . هنوز نشسته بود كه « 9 » يكى از درويشان اطلاع يافت كه بزرگوار در همان زمان كه به سماع مشغول شده است ، امانت « 10 » به صاحبش سپرده است اما از « 11 » جهت قوت ولايت و شدت كرامت خويشتن را نيانداخته بوده . اما معلوم باشد كه « 12 » وفات اين بزرگوار بر وجه سنت يعنى روز دوشنبه وقت چاشت كلان واقع شد . خبر به اطراف مكه رفت . اهل مكه در طرفة العين حاضر آمدند . شيخ سعيد شامى به دوختن جامهء آخرت مشغول شد . شيخ بلال طائفى و شيخ مقدم مدنى و شيخ على حلبى « 13 » استخوان مبارك شيخ را قدس الله سره العزيز معصوم ساختند . و هفت هزار و پانصد و هفتاد كس نماز گذاردند « 14 » و نعش مبارك آن بزرگوار را به تبركى دست به دست برداشتند ، كه از هزار يكى را دست به آن رسيد . ( و ) بر سر خاك رسانيدند . از قبر آواز آمد كه : السلام عليك يا ولى زمان ! حضرت شيخ در جواب گفت كه عليك السلام « 15 » يا منزل امتحان ! چون اين بشنيدند « 16 » غريو از خلق
--> ( 1 ) - ب : + هوش ( 2 ) - ب : + و برداشته خود را فرونافگند و پرورده خود را شرمسار نكند ، ت : + و برداشته خود را نافگند و بآبروپرورده خود را شرمسار نكند ( 3 ) - ب ، ت : داديمت ( 4 ) - ب ، ت : بالفور ( 5 ) - ب : بحل شدم ( 6 ) - ب ، ت : + ما مشاهده ( 7 ) - ت : و سماع درآمده ( 8 ) - ت : صبوحى ( 9 ) - ب : - كه ( 10 ) - ب : + را ( 11 ) - ب : ازين ( 12 ) - ب : - كه ( 13 ) - ب : جبلى ( 14 ) - ب : نماز گذاردهاند ( 15 ) - ب : كه عليه السلام ( 16 ) - ب : شنيدند